فرهنگی هنری
1- ورودي اصلي و نكهباني
2- اموزشي و خدمات وابسته
3- سلف سرويس
4- خوابكاههاي اقايان
5- خوابكاههاي خانمها
6- اموزشي خانمها
7- سلف سرويس خانمها
8- سالن ورزش
9- مهمانسرا
10- باركينك نقليه
11- كتابخانه
12- مسجد
13- مركز تحصيلات تكميلي
14- سالن ورزش
به علت نبود امکانات هنوز موفق به قرار دادن عکس دانشگاه در وبلاگ نشدهایم اما به زودی عکس قسمتهای مختلف دانشگاه رو در این قسمت مشاهده میکنید
سه چهره حاکم بر مردم:استبداد.استثمار و استحمار.
یکی سر خلق را به بند می کشد.
رفیقش جیب او را خالی می کند
و
شریک سومشان,در گوشش آهسته و مهربان و از زبان خدا زمزمه
می کند که :صبر کن,برادر!
اندرون از طعام خالی دار
گرسنگی ات را سرمایه ی بخشش گناهانت کن
سر و کار اینها همه به قیامت
در عوض این ها آخرتشان خراب است
علی شریعتی
جبران خليل : هرگز در پاسخ عاجزانه اي در نمانده ام مگر در
برابر كسي كه از من پرسيد : تو كيستي ؟
مينياتور
واژه ي مينياتور که مخفف شده ي کلمه ي فرانسوي ميني موم ناتورال و به معني طبيعت کوچک و ظريف است و در نيمه ي اوال قرن اخير و حدودا از دوره ي قاجاريه وارد زبان فارسي شده , اصولا به هر نوع پديده هنري ظريف (به هر شيوه يي که ساخته شده باشد) اطلاق مي شود و در ايران براي شناسايي نوعي نقشهايي که داراي سابقه و قدمتي بسيار طولاني است به کار مي رود. 
اين هنر که به اعتقاد اکثر محققان در ايران تولد يافته , بعد به چين راه برده و از دوره ي مغولها به صورتي تقريبا تکميل تربه ايران برگشته و هنرمندان ايراني تلاش بي شائبه يي را صرف تکميل و توسعه ي آن کرده اند از جمله هنرهائي است که قابليت به تصوير در آوردن تمامي طبيعت را در قالبي کوچک دارد. اما نبايد چنين پنداشت چون مقياس تصاوير در مينياتور سازي بسيار کوچک است , بنابراين تنها بخش کوچکي از طبيعت را ميتوان در اين تابلوها تصوير نمود , يا چون الهام بخش مينياتوريست طبيعت است , وي ناچار ميباشد فقط مناظري از طبيعت را ترسيم کند. بلکه کوشش در ايجاد و القاي هر چه بيشتر زيبايي و تفهيم آن صفت ويژه يي ست که مينياتور سازي را از ساير انواع نگارگري ايران جدا مي کند و مينياتوريست هنرمندي است که آنچه را خود مي انديشد يا مي پندارد که بيننده علاقمند به ديدن آن است تجسم مي بخشد و به هيچوجه تابع مقررات و قوانين حاکم بر فضاي نقاشي نيست. 
مينياتورهاي امروز ايران , همان نقاشي کلاسيک اروپا (سبک اميرسيونيسم و به دنبال آن شيوه هاي مدرن نقاشي اروپائي) است و هرچند گروهي نوشته اند که به هنگام ظهور اسلام , ايرانيان در هنر نقاشي داراي سنتي کهن بوده اند. اما هيچ سند معتبري که اين ادعا را ثابت کند در دست نيست و اصولا اين گونه اظهارنظر کردن بيشتر منطبق بر واقعيت است که مکاتب مينياتورهاي ايراني , از قرون بعد از اسلام آغاز شده و در قرون اوليه ي بعد از ظهور اسلام , هنر ايران با ابتکاراتي در خطوط عربي تداوم يافته و بهترين نسخه هاي قرآن کريم را هنرمندان مبتکر ايراني نوشته اند و به تزئين و تذهيب مصحف شريف پرداخته و طلاکاري حواشي و سرلوحه ي قرآن و طرحهاي اسليمي و ختايي و گردش هاي ترکيب بندي آنها را به شيوه ي مخصوصي که امروزه آنرا استيليزه مي ناميم ابداع کردند و در ادامه ي اين ابداع و ابتکار , نقاشي براساس متن کتب و نوشته ها نيز رواج يافت که مينياتورهاي مکتب بغداد سر آغاز آن است. مکتب بغداد , از آن جهت که نوعي نقاشي بدوي است تا حدودي نشان از فقدان مهارت و قدرت هنري سازندگانش دارد و بيشتر در بردارنده ي قصه ها و روايات مذهبي است. هنرمندان مکتب بغداد , اکثر ايراني بوده اند و معمولا نيز به سفارش و دستور روساي قبايل عرب کتب خطي را با ذوق خود تزئين ميکردند و روش کار آنها به اکثر نقاط دور و نزديک ايران راه يافته بود و تا دوران سلجوقيان که نقاشي ايران ترقي محسوسي کرد ادامه يافت.
بعد از حمله ي چنگيز به ايران و از رونق افتادن بغداد کهمرکز تجمع هنرمندان بود و از آنجا که نخستين فرمانروايان مغول در شمال غربي ايران و در تبريز و مراغه مستقر شدند, خواه ناخواه هنرمندان در آن منطقه گرد آمدند و به دليل علاقه و تمايل مغولان به هنر چيني , جذب ذوق آزمايي در اين زمينه شدند. ناگفته نبايد گذاشت که نقاشي به شيه ي چينيها , با هجوم مغولان به ايران نيامد , بلکه نقاشي ايران سالها قبل از تهاجم چنگير با اسلوب و روش هاي هنر چين در شراسر خاورميانه شهرت و اعتبار داشت و در شاهنامه ي فردوسي نيز به اين مطلب اشاره شده و احتمال ميرود که ترکان سلجوقي مروج اين شيوه در ايران بوده باشند. منتهي ايرانيان شيوه ي نقاشي چيني را با ديد خاص هنري خود تلفيق کردند و کاشي هايي که امروزه نمونه هايي از آن در دست است نشان مي دهد که سالها پيش از حمله ي مغول به ايران , همان سبک و شيوه و رنگ آميزي و طراحي که بعدها به صورت نقاشي کتب مورد استفاده قرار گرفت , در ايران اعمال شده و اگر دست حوادث کتاب خانه هاي بزرگ ايران را معدوم نکرده بود امروز به راحتي مي توانستيم نسخي را که متعلق به دوران پيش از مغول بوده و همان وي÷گي مينياتورهاي مکتب هرات يا مراغه و مکاتب ديگر بعد از مغول را داشته ببينيم. 
در ابتداي حمله مغولان به ايران , هنر نقاشي به واسطه ي قتل عام هنرمندان رونق خود را از دست داد. ولي بعد از چند سال سران مغول به فکر ترويج هنر افتادند و براي عملي ساختن اين منظور عده يي نقاشي چيني را از راه مغولستان به ايران آوردند و کوشيدند تا نقاشي چيني را در ايران رايج سازند و هنرمندان ايراني , اگرچه تحت تاثير اين مساله قرار گرفتند , اما برخلاف نقاشان چيني هرگز طبيعت را به عنوان نهايتي از احساسات و عواطف و به گونه يي مجرد و انتزاعي مورد توجه قرار ندادند و بيشتر به اسنان و تفکراتي در حالات انساني پرداختند و به همين جهت است که کمتر مينياتور ايراني را بي صورت و هيات انساني ميتوان يافت. هرگز پيوندهاي خود را با شعر , فرهنگ و شيوه هاي تفکر بومي نبريده و افسانه ها , اساطير , قهرمانان ملي , سنن وشيوه هاي زندگي ايراني همواره نمودي آشکار در آثار آنان داشته و اين وابستگي به زندگي و اعتقادات ملي تا جايي قوي است که به مينياتور ايراني , عليرغم پيوندها و نقاط مشترک فراوانش با ساير مکاتب آسيايي (ازجمله شيوه هاي نقاشي هندي , چيني و ژاپني) وجه ي خاصي مي دهد و باعث تمايزش از هنر ساير ملتها و ممالک مي شود و اين وضعيت تا دوران ايلخانيان و تيموريان ادامه داشت و به قدري مورد توجه بود که يکي از شاهزادگان تيموري به نام بايسنغر ميرزا که خطاطط هنرمند بود , سرپرستي امور هنري را در شهرت هرات به عهده گرفت.
در آن زمان , شهر هرات مرکز تجمع هنرمندان شده بود و معروف است که فقط در يک آموزشکده ي نقاشي , شصت استاد به تعليم هنر جويان و انحام سفارشات محوله اشتغال داشتند. معروفترين استادکاران مکتب هرات کمال الدين بهزاد است که کتاب مصور و معروفي به نام ظفر نامهي تيموري دارد و به جرات مي توان آثار وي را از لحاظ حالت چهره ها , حرکت قلم , انتخاب موضوع و نمايش دادن وقايع سرآمد تمام مينياتورهايي دانست که قبل يا بعد از او در ايران ساخته شده است. 
رويهمرفته آثار مينياتور ايران در مکتب هرات , به علت سابقه ي ممتد و آزادي عمل قابل توجهي که بعد از مکتب بغداد براي هنرمندان به وجود آمد , تا حدي پيشرفت نمود که آثار دوره هنر نقاشي و مينياتور سازي ايران , بعد از دوره ي هرات , با همان شرايط تکميل يافته ي خود به عصر صفويان منتقل شد و بعد از آنکه تبريز به عنوان پايتخت انتخاب گرديد , استاد کمال الدين بهزاد به آنجا دعوت و عهده دار سمت رياست کتابخانه ي سلطنتي شد و همراه با استاد کاران بزرگ اين دوره نظير , آقا ميرک , سلطان محمد , حسين ياکوب وعده يي ديگر کوشيد تا اين هنر را تعالي و تکامل بخشد.
سبک و مکتب نقاشي دوره صفويه را در يک تقسيم بندي کلي مي توان در دو بخش کاملا جدا از هم مورد بررسي قرار دارد.
اول مکتب تبريز که تا وقتي پايتخت به قزوين منتقل شد به همان شيوه يي که ذکر آن گذشت تداوم داشت. مينياتورهاي اين دوره , همه در يک نوع و از لحاظ ظرافت کاري و حرکت قلم و طرح و رنگ دنباله ي مکتب هرات است و فقط مختصري با آن تفاوت دارد.
دوم مکتب اصفهان که بعد از انتقال پايتخت به اصفهان شکل گرفت و طي آن سبک و شيوه ي کار دچار دگرگوني هايي کاملا چشمگير شد که نمونه ي بارز و مشخص آن نقوش تزئيني مساجد اصفهان , کاخ چهل ستون و عمارت عالي قاپو است 
معروفترين نقاش اين دوره , رضا عباسي است که در زمان شاه عباس دوم صفوي در اصفها ميزيست. شاه عباس چون نقش بود وهم اينک نيز نمونه هايي از آثار هنري او در موزه ي گلستان موجود است توجه خاصي به گسترش هنر نقاشي داشت و به دليل و تشويقي که از هنرمندان به عمل مي آورد مينياتورسازي در دوره ي او از جهت توسعه و قدرت , مهارت و سرعت کار نقاشان ترقي فوق العاده يي کرد و هنرمندان توانستند در حدي وسيعتر از مکتبهاي هرات , تبريز و قزوين , باهنر چيني و تاثير پذيري از آن فاصله بگيرند و اصالت ايراني به آثارشان بدهند و با ساده کردن نقوش و سرعت عمل بيشتر , نقاشي را از روي صفحه ي کاغذ به صورتي ديواري در آورند. اما ذکر اين نکته نيز ضروري است که آثار اين دوره به هيچ وجه قابل مقايسه با مکتب هرات نيست و از نظر ظرافت ضعيفتر از مکتب هرات است و فقط در آن نقوش تزئيني و گردش هاي اسليمي و ختايي و انواع ساقه ها و گلبرگهاي بسيار متنوع شده و اشکال آن که قبلا از چند نوع گل و برگ و اسليمي ريز تجاوز نميکرد, به بيش از پنجاه نوع اسليمي و گل ابتکاري بالغ گرديده است.
موضوعي که از اواخر دوره ي صفويه و بعد از آن در سبک نقاشي ايران خودنمايي کرد نفوذ سايه روشن است که البته از روش نقاشي اروپائي اقتباس شده و در دوره ي زنديه ادامه يافته و باعث به وجود آمدن سبک شيراز شده است. سبک و شيوه ي آثار هنري دوره ي زنديه به استثناي نقوش شاخه ها و گل و برگ که اختصاص به آن دوره دارد , در قسمت صورت سازي و سايه روشن ها و طراحي تصاوير و مناظر تفاوت چنداني با شيوههاي ديگر رايج در ايران ندارد. البته از اواخر دوره ي صفويه نقاشي هايي در دست است که نشان مي دهد شيوه ي نقاشي به طريق ي سايه روشن دارد در اواخر اين دوره شروع به خودنمايي کرده است. 
مکتب نقاشي قاجار که از زمان فتحعلي شاه قاجار رونق و رواج يافته تا حدودي متاثر از سبک شيراز و داراي يرسيکتيو است و به طور مساوي از نقاشي هاي ايراني و اروپايي مايه گرفته است و در اواخر دوره , به تدريج نفوذ سبک اروپايي در نقاشي ايران به قدري زياد شده که هنرمندان با استفاده از گراورهاي رنگي و کييه ي آثار نقاشي اساتيد دوره ي , رنسانس به کلي اصالت ايراني خود را ازدست داده و تابع سبک و سياق نقاشي کلاسيک اروپا شده اند و اين نفوذ هنر غرب در هنر ايران تا جايي بود که صنيع الملک نيز نتوانست از آن بر حذر بماند. به طور مثال تصاويري که اين استاد از رجال و بزرگان زمان خود با آبرنگ ترسيم کرده , با وجودي که اصالت ايراني خود را حفظ نموده , اما بسيار نزديک به شيوه هاي نقاشي کلاسيک ميباشد.
آثار معروف , محمودخان ملک الشعراي صبا نيز مربوط به همين زمان است اين استاد پيشرفت هنر اروپا را در نظر داشته و تابلوي معروف کاتب او نشان ميدهد که بيشتر آثارش سفارشي بوده است در حاليکه تابلوي مطالعه ي او برخلاف شرايط محيط به ميل خودش ترسيم شده و احتمالا مورد استقبال مردم نيز قرار نگرفته. کمال الملک نيز هنگامي که جهت مطالعه به ايتاليا و فرانسه سفر کرده بود , به دليل اينکه نميخواست پذيراي سبک نقاشي اميرسيونيسم باشد به کييه برداري از آثار استاد کاران عصر رنسانس پرداخت و به همين جهت در بازگشت به ايران و عصر رنسانس پرداخت و به اين ترتيب , بعد از گذشت چند سال , شيوه هاي نقاشان عصر قاجاريه از بين رفت و بقاياي هنرمندان آزاد به کييه برداري , گراور و استفاده از باسمه هاي چاپ شده اروپا پرداختند و با تهيه ي آثاري از شاهنامه ي فردوسي و شمايل هاي مذهبي به کار خود ادامه دادند.
بعد از سقوط قاجاريه , نقاشي ايران دو شکل کاملا جدا از هم پيدا کرد و هنرمندان در دو دسته ي مستقل به ادامه ي کار هنري خود پرداختند:
گروه اول شاگردان کمال الملک بودند.
نظير: حسنعلي وزيري , ابوالحسن صديقي محمد علي حيدريان , حسن شيخ و ... که همگي به شيوه ي خود استاد و اقتباس از طبيعت کار ميکردند. و دسته ي دوم را افرادي نظير : محمد ابراهيم نقاش باشي , آقا امامي , هادي تجويدي , علي درودي , حسين بهزاد , حاج مصور الملکي , محمد علي تذهيب , ميرزا احمد نقاش , محمد مدبر و ... تشکيل مي دادند که با استفاده از تکنيکهاي مختلف و به وسيله ي استفاده از رنگ روغن يا آبرنگ , مينياتورهاي ريز يا تابلوهاي بزرگ نقاشي ميکردند و موضوعات تابلوهاي آنان را نيز بيشتر مسايل و موضوعات ملي تشکيل ميداد. 
در همين سالها , علاوه بر مدرسه ي صنايع مستطرفه ي سابق , هنرستان هنرهاي ملي نيز تاسيس شد وعده يي از هنرمندان قديمي به تهران آمدند و موسسه ي صنايع قديمه را تاسيس کردند.
اين سازمان هنري , بعد از چند سال که زير وزارت ييشه و هنر سابق اداره مي شد به نامهاي هنرستان عالي هنرهاي باستاني و هنرستان عالي هنرهاي نوين به کار خود ادامه داد تا اينکه در سال 1339 کليه ي موسسات هنري که زير نظر ادارات مختلف به کار اشتغال داشتند در سازمان واحدي متشکل شدند و به اين ترتيب اداره ي کل هنرهاي زيبا کشور تاسيس شد و چند سال بعد به صورت وزارت فرهنگ و هنر (سابق) درآمد. از ميان استادان حاضر , افرادي نظير : علي کريمي , محمود فرشچيان , محمد تجويدي علي مطيع , محمد علي زاويه , نصرت اله يوسفي , عبدالله باقري و ... که اکثرا نيز جزو آموزش ديدگان مدرسه ي صنايع قديمه هستند و نزد کمال الملک , هادي تجويدي , احمد امامي يا علي درودي آموزش ديده اند , هنوز تلاشي صميمانه در جهت حفظ و نگهداشت اين هنر ارزنده دارند و هر يک شاگردان متعددي تربيت کرده اند که در حد خود در حکم حيثيتي والا براي مينياتور سازي ايران هستند و در پايان لازم به تذکر است که هم اينک نبض مينياتور سازي ايران در اصفهان ميتپد و هنرمندان برجسته اي اين رشته مهارت و کارآيي خود را رابطه با ارزش هاي منبعث از انقلاب اسلامي صرف تجسم بخشيدن به نمادهايي روشن و صريح از اسلام , انقلاب , زندگي , مردم , سنتهاي سالم و ادبيات انساني اين مرز و بوم مي کنند و ظرافت , وسعت طرح , گوناگوني نقش و تنوع رنگي که در کارهاي آنان به چشم مي خورد بيشتر از آنجا ناشي مي شود که هر کدامشان به سهم خود , پيوسته در فکر اعتلاي هنر ارزشمندشان هستند. 
زيربناي مينياتور طراحي است و قدرت قلم طراح در انتقال مفاهيم ذهني بر روي کاغذ ميتواند نقش موثري در بافت انر÷ي و ارزش هاي آن داشته باشد.
طرحهياي مينياتور ايران , با بهره گرفتن از واقعيات و به مدد انديشه ي هنرمندان , پيوسته در جهت تکامل گسترش يافته و غناي اين هنر بيشتر از هر چيز حاصل جستجو و تلاش هنرمندان در زمينه ي دستيابي به فضاي تازه تر است.
سياه قلم يکي از انواع مينياتور است. وي÷گي اين نوع مينياتور , در مقايسه با ديگر انواع نگاره ها که تنوع بيشتري دارند , در گونهي ديگري از مينياتورهاي ساده که به سياه قلم رنگي موسوم است , قسمتهايي از طرح با رنگ هاي متنوع آراسته مي شود.
رنگ هاي روحي که معمولا نقوش ظريف و نازک کاري هاي مينياتور با آن ساخته و پرداخته ميشود بازگو کننده ي احساسات رقيق و انساني هنرمند بوده و از آن بيشتر براي تجسم بخشيدن به حالات دروني و بيان احساس هايي که ريشه در پاکي سرشت انسان دارد استفاده ميشود.
گونه ي ديگر رنگ هايي که در ساخت مينياتور مورد استفاده قرار ميگيرد رنگ هاي جسمي است. اين نوع رنگ که از غلظت و ثبات بيشتري برخوردار است براي ساخت تابلوهاي پرکار مصرف مي شود و بازگو کننده ي آن دسته از خصوصيات و حالاتي است که در تضاد با احساسات لطيف و انساني مي باشد.
نقوش تميثلي پرندگان و حيوانات گوناگون به همراه طرحهاي شاخخ و گل و برگ و خطوط اسليمي و ختايي , بخش مهمي از مينياتور را تشکيل مي دهد که تذهيب تشعير نام دارد و معمولا اطراف و کناره ي نگاره ها با آن تزئين مي شود. در بسياري موارد تشعير و تذهيب مراحل نهايي ساخت يک اثر مينياتور است و انجام آن کار تهيه ي نگاره نيز به پايان ميرسد.
|
شيوه هاي گوناگون مينياتورسازي ايران: | |
|
روشهاي مينياتورسازي در ايران بسيار متنوع بوده و هست، و هر يك از استادان معروف ، تغييراتي در روش و شيوه هايي كه پيش از آنها موجود بوده، وارد كرده اند. با اين حال بطور كلي و بدون در نظرگرفتن تغييرات جزيي و كم اهميت مي توان شيوه هاي ساخت مينياتورهاي ايران را بصورت ذيل تقسيم و شرح كرد. مينياتور تمام رنگ جسمي:
در گذشته رنگهاي جسمي مينياتورسازي كه شامل پودر رنگهاي معدني مانند سفيداب سرب، سرنج،لاجورد، سيله، شنجرف، زرنيخ، نيل و غيره بود ، را با قطعه سنگ صيقلي كوچكي بر روي سنگ ديگري كه وسط آن گود بود ميساييدند تا خوب نرم و قابل استفاده شود.
رنگهاي روحي برخلاف رنگهاي جسمي ، قابليت پوشش ندارند، در نتييجه بايد روي زمينه هاي روشن مورد استفاده قرار گيرند . مينياتورهاي كه با رنگ روحي تهيه ميشود ، معمولا" رنگها به قدري با آب مخلوط ميشود كه كاملا"رقيق و كم رنگ باشد و رنگهاي جسمي را نيز در صورت لزوم به همين روش رقيق كار مي كنند كه زمينه اوليه تابلو به خوبي ديده شود . اين گونه مينياتورها از اواخر دوره صفويه بيشتر متداول شده و در دوره هاي بعد مانند زنديه و قاجاريه بميزان بسيار زياد ، مينياتور آبرنگ روحي ساخته شده است. مينياتورهاي كه روي عاج ساخته مي شوند بيشتر از رنگهاي روحي استفاده شده تا زمينه عاج نمودار باشد.در حال حاضر هنرمندان مينياتورساز بيشتر از رنگهاي روحي استفاده مي كنند ولي در ميان آثار آن ، رنگهاي جسمي و روحي ، در كنار هم نيز ديده مي شود . براي چسب رنگهاي روحي فقط مقدار بسيار كمي شيره انگور يا محلول قند كافي است.
ميناتورهايي كه در برخي از قسمتهاي آن ، رنگ به كار رفته باشد را سياه قلم رنگي مي خوانند . در اين شيوه، رنگ طلايي حتما" به كار مي رود و زمينه تابلو به حال خود باقي مي ماند و قسمتهاي مختصري كه رنگين است، بنا به سليقه هنرمند از رنگهاي جسمي و روحي هر دو ، استفاده شده و بطور كلي قسمتهايي كه به شيوه سياه قلم كار ميشود ، خيلي زياد است. مينياتورهاي سياه قلم رنگي، بيشتر در دوره صفويه در آثار "رضا عباسي" متداول شده و تا امروز مورد نظر هنرمندان بوده و به اين شيوه زياد كار مي كنند.
اين گونه مينياتور همانگونه كه از نام آن پيداست ، تنها با قلم سياه ، روي زمينه هاي روشن كار مي شود و در تمام ادوار تحولاتي كه در سبك نقاشي ايران حاصل شده وجود داشته و دارد ، ولي از دوره صفويه به بعد ، بيشتر رايج گرديده بگونه اي كه كتابهاي خطي بسياري ، با شيوه سياه قلم مصور شد و امروز نيز هنرمندان به اين شيوه علاقه خاصي دارند . براي تهيه مينياتور سياه قلم ، از مركب هاي مرغوب خوشنويسي استفاده ميشود و هر اندازه كه مركب نرمتر و كشش آن بيشتر باشد ، قلم و امكان نازك كاري بيشتري به هنرمند مي دهد . شيوه سياه قلم را با رنگهاي ديگر مانند: قهوه اي تيره و حتي قرمز يا آبي تيره و بطوركلي رنگهاي روحي سير ، نيز تهيه كرده اند ، ولي در هر حال از يك رنگ منحصر بفرد روحي ، تجاوز نمي كند و شيوه كار كردن همانند مركب است . در دوره قاجاريه كه مينياتور آبرنگ به شيوه زمان تهيه مي شد ، از مينياتور و گل و بوته هاي اين دوره نيز به شيوه سياه قلم ، بسيار ديده ميشود.
مقصود از سفيد قلم ، آثاري است كه با قلم سفيد روي كاغذ يا صفحه تيره رنگ ، نقاشي شده باشد.آشكار است كه به اين شيوه با ساير رنگهاي روي زمينه تيره، بسيار ديده شده و در هر حال از يك رنگ تجاوز نمي كند . البته برخي از هنرمندان ، به ابتكار خود ، مختصري طلايي و رنگهاي ديگر ، در تابلوي سفيد قلم به كار برده اند ولي عموميت ندارد. از آثار مينياتور سفيد قلم هنرمندان معاصر نيز بسيار ديده مي شود و كاملا" شناخته شده و رايج ميباشد و گاه گاه از رنگهاي روشن متنوع روي زمينه سياه ، تابلوهاي بزرگ ساخته اند كه در نمايشگاه هاي بزرگ مورد توجه قرار گرفته و مدال طلا به آنها تعلق گرفته ولي نوع اخير ، بسيار كم انجام ميشود.
به نقوش تزييني اطلاق ميشود كه در حاشيه هاي كتابهاي مصور يا از نقوش ديوار و لباسهاي زربفت ، از حيوانات ، گل، بوته و درخت نشان داده شده و عموما" با طلايي يك رنگ ، روي زمينه تيره و يا با رنگ تيره تر از رنگ زمينه ، مانند خود رنگ نقاشي شده است . اصولا" تشعير براي تابلوهاي پركار است و يك عمل تكميل كننده بشمار مي رود.
اين گونه مينياتورسازي نيز با رنگهاي جسمي و روحي هر دو ساخته ميشود و پس از تكميل ، سطح آن را يك قشر روغن مي زنند تا شفاف و براق شود بر اثر استعمال پاك نشود .در گذشته در اين شيوه از روغن كمان كه در ايران تهيه مي شد، استفاده مي كردند، ولي امروز از روغن هاي بسيار شفاف كه زودتر خشك مي شود ، استحكام آن نيز بهتر از روغن كمان است و در كارخانه هاي رنگ سازي ساخته ميشود ، استفاده مي كنند. معمولا" مينياتورهاي زير روغني براي تهيه آلبوم ، جعبه، جلد كتاب، قلمدان، قاب آيينه و... است. و بايد روي جنس محكم ، مانند مقواي پرس شده ، تخته ، فلز يا عاج باشد كه روغن در آن نفوذ نداشته و بر استحكام كار اضافه شود حداقل سه بار و در شرايط گوناگون اين قبيل اشيا نفيس را تا ده بار روغن مي زنند تا كاملا" قشر شفاف روغن بصورت ضخيم روي نقاشي را بپوشانند . در ميان آثار مينياتور هاي زير روغني ،از تمام شيوه ها حتي سياه قلم و تشعير بسيار ديده ميشود و بطور كلي ،تمامي سبك ها در زير روغن خود نمايي دارد. ياد آور ميشود كه هنر تذهيب كاري جداي از مينياتورسازي نيست و شيوه هاي گوناگون گفته شده ، در تذهيب بكار مي رود . و ميتوان به همين روش، انواع گوناگون تذهيب را تقسيم كرد.
| |
هفته دیگر سفال گری
|
آكواريم | ||
|
هفته آينده نوك برج

اسامی شورای عمومی :
آقایان :
یحیی صرامی - حقوق
احمد محقق - مدیریت
هادی نظیری - ادبیات عرب
عباس کریمیان - حسابداری
محمد حسن مبینی زاده - فلسفه
جعفر یاسمی - علوم قرآن و حدیث
مجتبی فانی - . . . . . .
محمود فیضی - علوم تربیتی
آرین داعی - علوم تربیتی
حسین صادقیان - حقوق
محمد رضا کیا - فیزیک
هادی جعفری - مدیریت
حسن خادمی - مدیریت
احمد بهمنی - زبان انگلیسی
ابوالفضل صادقی - فقه و حقوق
حمیدرضا آذر - الهیات
محمد حسن محقق - حقوق
هادی خزائی - حسابداری
ابوالفضل رمضانی - مدیریت
عباس بهشتی - حسابداری
ناصر نجم - حسابداری
سید علی محمودی - صنایع
حسین خانزادی - مدیریت
عبدالله شرقی - مدیریت
مهدی علیزاده - ادبیات فارسی
سعید رحیمی - ادبیات فارسی
علی چراغی - ادبیات فارسی
حسین خادم پور - ادبیات فارسی
علی محمدی مبارز - ادبیات فارسی
اگر هنوزهم مايل به عضو گيري هستيد ميتوانيد به اتاق كانونها مراجعه نمائيد .
با ما در ارتباط باشید :
E-mail : kanoon_toranj@yahoo.com
منتظر نظرات شما هستيم


زمينه هاي كاري كانون :
طراحي
نقاشي
خوشنويسي
هنرهاي تجسمي
تئاتر
و ساير زمينه هاي هنري كه دانشجويان عزيز علاقه مند به فعاليت مي باشند .
منتظر نظرات و پيشنهادات شما هستيم
شوراي مركزي كانون ترنج